دلم براتون تنگ شده .

یادم نمیاد قبلا چطور میومدم و مینوشتم ؟

یادتونه از دستم میخندیدین؟ مینا یادته ؟

ستایش اومدم واست نوشتم . حین ِ نوشتن اونقدر گریه کردم سلکت آل کردم و کات کردم و گذاشتم تو کیلیپ بوردم بمونه !

اونقدر اتفاقاتی که برام افتاده و میفته سوزناکن که حتما با خودتون میگین دختر بیچاره .

مهدخت چرا وبتو منهدم کردی؟

و خیلی ها دیگه و خیلی حرفای دیگه....

اوضاعم خوب نیست ؛ برامون دعا کنین ....