یاد آوری
بهم پیام داد چند روزه انلاین نشدین خوبین؟
خیلی خوشم اومد جوابشو دادم . و بعد گفت سوال دارم .
زنگش زدم و حرفمون به درازا کشید در مورد دکترها و بچه هامون.
مکث کرد و گفت حرفمون خیلی وقته تموم شده اما من هی دارم کش میدم . خندیدم گفتم چرا؟
گفت چون صدات خیلی آرومه
لحن صدات داره منو اروم میکنه .
از خدا میخوام اروم باشی عین صدات .
دیگه صدام در نمیومد یه کم صبر کردم .در لحظه فکر میکردم به اینکه ققط از خودم بدی میبینم همیشه.
چقدر بدم با خودم؟
خنده ی ارومی کردم و گفتم تا هروقت بخوای حرف میزنیم من کاری ندارم ...