من خیلی دلم میخواد با ادب باشم و حرف زشت نزنم اما خوب چیزایی که میخوام بگم به جز فحش دادن راهی برای ِ عنوانش نیست!
مهندس ِ ساختمون ما علنا تخم کرده . به صورت واضح تر بگم که ریده و آب قطع !
آشپزخونه ها به هم راه دارن و این راه میکشه به اتاق خواب ها!
اینقدر عجیبه که هرکس میاد خونه بار اول هی میگه چیطو شد؟
اینجا کجاست؟
حالا آخر شب من اومدم بخوابم یعنی زن ِ بالایی داره سیر سرخ میکنه! مگه چی میخواد بپزه این همه سیر سرخ کردن؟
این بو پیچیده تو آشپزخونه و اتاق خواب !
تو اتاق خواب راه ِ خروج ِ بو نداریم. کلا همه بوها مدفون میشن و هیچ راه خروجی ندارن ! برا همین ما همیشه حواسمون هست بویی از خودمون تو این اتاق ازمون خارج نشه چون محبوس میشه!
تو کل ِ خونه ما بو پیچیده . دلم میخواد برم در واحدشون رو بپزم بهش بگم من ریدم تو این مدیریت ِ پخت ِ غذات که ساعت دو و نیم نصف شب پا نشی چیز سرخ کنی اونم ماه رمضون !
بو واقعا زیاده و بده ....
و سرم درد گرفته .
این از بو!
از صداش بگم؟
یه همسایه داریم صبحا اول وقت و وسطای شب میگوزه !
این صدا به قدری واضحه که اوایل بدگمانی ِ شدیدی بین من و همسرم پیش اومده بود که تویی یا من؟
اون شاکی ازینکه مگه یه خانم میتونه اینقدر بلند و کشدار؟
و من شاکی ازینکه بیدارم کرده با این صدا !
نهایت بعد از ماه ها از هم پرسیدیم و متوجه شدیم همسایه گرامیمون هستن آلارم ِ صبح و نیمه شب ِ ساختمان😐
صداهای ِ زناشویی اصلا نمیاد تو ساختمان انگار یک مشت زن و مردیم که اصلا تو کتمون نمیره این کارا ! و شب فقط میخوابیم حالا بماند یک سری نصف شب میگوزن یه سری غذا سرخ میکنن یه سری دعوا میکنن !
یه همسایه ها دیگه میره حموم کل خونه ما رو بو شامپو میگیره بدم نمیاد با لیف برم در واحدشون یه تعارف بزنم بگم پشتتو لیف بزنم ؟ و مارک شامپوشو ببینم !
خلاصه این بو داره منو روانی میکنه!
به شوهرم میگم یه فحش ِ بلند بدم بشنوه؟
میگه نه زشته !
نمیزاره من راحت باشم ! .
تو روح ِ این زن که داره ساعت سه میشه و هنوز این بوش میاد !
بپکین اصن 🤨
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳ ساعت 2:28 توسط دیار
|