برف

خدا رو هزار مرتبه شکر اون خشکسالی جهنمی با این باران و برف ها کمی جبران شد .

و این شهرم بالاخره برف بارید .

شکر خدا

ان شاء الله خدا همه رو حفظ کنه در پناه خودش

بارون

بالاخره این شهر ِ خشک هم بارونی شده از صبح

خدایا شکرت

Demolition

واضحه بگم که اینم خیلی فیلم خوبی بود !

فیلم دیدن ارومم میکنه

و عاشق موسیقی آخر فیلم شدم .

گوشش بدین به نظرم

la bohème اهنگ بی کلامش رو . . .

اهنگش جوریه که انگار بغلم میکنه و میتابونه

بازم یه فیلم دیگه

Love & other drugs

واقعا زیبا بود . . .

فرانکی و جانی

اسم فیلمی هست که دیشب دیدم و امروز عصر هم باز سکانس هاش رو دیدم . هرموقع سر کیف باشم فیلم میبینم و دیشب هم ازون‌شبا بود.‌عاشق فیلم شدم با بازی بی نظیر آل پاچینو جانم .

آخ که چشماش و دستاش چقدر دوست داشتنی ان‌.

یه سکانس دختر بعد از گریه کردن بالاخره از دردی که داره صحبت میکنه و جای زخمشو نشون میده.جانی با دستایی تو هوا اول جای اون زخم رو میبوسه و بعد دختر رو تو بغلش میگیره و در گوشش نجوا میکنه قرار نیست که من بهت آسیب بزنم قرار نیست که بعد باهات بدی کنم‌و تنها باشی و اون دختر گریه میکنه تو آغوش امن اون مرد .

نمیدونم همچین آغوش امنی اصلا در دنیای واقعی وجود داره یا نه؟

اما بی نظیره اینکه یک نفر تمام ِ تو رو به خاطر خودت بخواد .

جزء جزء تو رو و در مقابل از تو چیزی نخواد.....

فکر کنم این دوست داشتن مال فیلم هاس. تو این دنیا همه چیز حساب شده پیش میره حتی احساسات ....

صحبت دیگرم در مورد خانواده اس. تا الان چند بار رفتارشون منو به سختی انداخته و تازه غوز بالا غوز یا قوز ؟

انرژی منفی زیادی دارن و کلا ارث باباشون و این دنیا انگار تو دست منه !

جدی

ساعت و سه و بیست دقیقه نیمه شبه و خیلی جدی بیدار شدم و رفتم یه بستنی خوردم تو آشپزخونه و الان برگشتم تو تخت .

کار سمی بود !

کارت بانکی

یه مدته مرتبا دارم کارت بانکی هامو گم میکنم و درآمد زایی برای بانک ها!

حس میکنم این سری که میرم منو بفرستن دکتر مغز و اعصاب اول!

بررسی کنن رو چه حساب کارت ها اینقدر گم میشن .

این مدت که درگیر مراسم خواهر شوهریم. اکثر حساب ها رو که همسر کرده این بین هرباری من .

یهو دیدم ۲۰ تومن کسر شده !

حقیقتا تو شوکم .آدم نمیفهمه اصن داره چیکار میکنه . چرا قیمت ها اینجورن .

امیدوارم زود بگذره تموم شه .

خسته ام کرده این روند و حلقه ی خرید !

انگار افتادیم تو لوپ تکرار خرید هرچی میگیریم باز یه چیزی نیازه.

مثلا کیف و کفشم نیاز بود اما گفتم به شوهرم ولش کن نمیخواد کی پا منو اون زیر میبینه !

واقعا من یهو از خرید زده میشم اصلا . نمیدونم به خاطر فشار خرج کردنه😁 یا اینکه واقعا خوشم نمیاد .

اما واقعا هی مرتبا پول خرج کردن و خرید حالمو بد میکنه!

این حجم از وسیله واقعا خلقم رو تنگ میکنه .

ایییین همه ادم لباس داره بازم دوباره یه جا میخواد بره هیچی نداره .

یا تنگه یا نمیخوره به مراسم یا هزارتا یای دیگه.

افتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی !!

معضلات

معضل ِ دستشویی فرنگی و ایرانی همیشه هست.

رو ایرانی سختترین کاره نشستن برام و رو فرنگی فقط و فقط خونمون میتونم !

این میشه که همیشه دستشویی داااارم تاااا برسم خونه!

دستشویی رفتن با بچه خیلی سخته .

اصلا نمیشه تمرکز کرد میخوای چیکار کنی.

واسه تولد همسرم یه کمربند از چرم مشهد گرفتم .

رسیده یه مشکلی داره .

حسابی اعصابم خورده .

اه .

پ.ن: کمربند مشکل نداشت گفت برا کشسانی کمربند تولید جدید اینطوره !

هوا

نمیتونم توصیف کنم هوا چطوریه ؟

جهنم ِ جهنم ....

هرکسی میندازه گردن یه کس دیگه ....

طبق همیشه که بعد دعواها مریض میشم ؛ مریض شدم ...

حالم مساعد نیست ....

جونمم کم شده ....

آلودگی

آلودگی داره دمار از روزگارمون در میاره اینجا .

یاد یه فیلمی افتادم که اونم از قصد‌ یه‌ الودگی خیلی وسیع وارد یه شهر کردن تا مردمش بمیرن چون یه سری اهداف داشتن !

حالا کاش ما رو اینقدر دردناک‌‌ نمیکشتن !

کثافتا !

روایت جهنم

ادامه نوشته

جهنم

دیروز خود ِ جهنم ِ موعود بود خونه ی ما .

آنچنان دعوایی شد که قاصر از گفتنم !

تصمیمات خاص

امروز ظهر با ورود شوهرم به خونه با اقداماتی به شدت تخماتیک مواجه شدیم . عین مسئولین عزیز کشورم برخورد کرد و به جای عقل با جاهای دیگه اش تصمیم گرفت !

یکی ازون ها این بود که اومد کتری اب جوش رو اورد تو اتاق خوابی که من با پسرم میخوابیم . کتابخونه یکی از طبقات کتاب ها رو برداشت و اونو گذاشت اونجا که هوا اتاق مرطوب شه .

چون معتقد بود دستگاه بخور آب سرد که داریم اتاق رو خنک میکنه و بهتره تو همون سالن باشه .

اما این مرد بزرگوار فکر نکرد کتابخونه چوبیه .

کتاب ها کاغذی هستن .

و با این بخار دمار از روزگار همشون در میاد . کاش میشد از کلمه خار و افعال گ دار استفاده کنم تا بیشتر مشخص شه چی میگم و چقدر عصبانی ام .

از اتاق اومدم بیرون گفتم من باید یه کم دراز بکشم نیم ساعت بچه رو بگیر و من الان تو اون نیم ساعتم .

گلوم به شدت میسوزه و سرم سنگینه . و خیلی بیحالم .

صبر میکنم ببینم علایم چی میشه ....

اصلا توان مریضی ندارم خدایا به خیر کن ....

خیلی کلافم خیلی ....

دسته گل

قبل بیوپسی خونه خواهرم بودم‌یه مقدار پول داشتم رفتم الیزابت گرفتم که پول تو کارتم زیاد نباشه.

امروز رفتم از کیفم بردارم .

دیدم گم شده.

خیلی ناراحتم😭

خیلی .این مدت اینقدر مشغله و اعصاب خوردی و استرس داشتم لابد از تو جیب کیف افتاده وقتی چیزارو برمیداشتم .

خیلی حالم گرفته شد

تپش

چقدر تپش قلب دارم .

هوا

نمیتونین تصور کنین هوا چقدر افتضاحه...

اندر احوالات

واقعیت اینه‌ که خیلی خستم.

دلم میخواد یکی فشارم بده تلق تلق قولنچ کمرم شکسته بشه‌ .

چند شبه پسرم گریه های بدی تو خواب میکنه و رسما خواب شبم به فنا رفته .‌ نمیدونم چشه ...

مثلا با همسرم دوست شدیم یکی از مشکلات اون این بود که گفت بهم تو زنانگی نداری .

این حرف خیلی سخت بود برام‌ . گفتم زنانگی برا کی داشته باشم ؟

گفت مننننن . گفتم میبینی مگه منو؟؟

فقط ایراد میبینی ازم.

کی اومدی بغلم کنی؟ اینقدر شب ها این همه ساله گفتم بغلم‌کن منو از پشت سر بغلم کن . کو ؟؟؟

واقعا من‌کم اوردم بچه ها.

واقعا .....

دلم نمیخواد زن زبر و زرنگی باشم....

نمیخوام لوند باشم . نمیخوام ناز باشم.

انگار برده ام ...

یه گلم اگر یخوای رشد کنه آب میخواد نور میخواد هوا میخواد....

چه برسه آدم ...

هی پیله کرده بود بره نماز بارون بخونه شهدا .

حالم بهم خورد ازینکه فکر میکنه گناه باعث خشکسالی شده !

بهش گفتم ریدن تو هوا . تا ته ِ ته ِ ته ِ استفادشون رو از ذخایر کردن اونوقت میگی گناهان ؟ اونوقت تایلند چی ؟ اروپا ؟ ترکیه ؟

گفت ما مسلمونیم ! گفتم‌گناه‌گناهه !

عین اینکه اینجا برنج بخوری چاق شی اما تو اروپا نه !

چون اونا برنج تو سبد غذاییشون نیست؟

برنج برنجه دیگه !

گناهم گناهه ! تو هر دین و آیین و مذهبی ....

حالم از عقایدش به هم میخوره . ازین تیپ امروزیش و ازون عقاید عهد قجریش....

شب رفتم گفتم کی میای بغلم‌کنی سفت؟

گفت بهم زمان بده ‌ تو دلم‌ گفتم قربونم بری قرمساق آقا😂 اما به زبون‌ گفتم عزیزم و لبخند !

این دنیا باید خیلی شارلاتان بود !!!