اینبار بعد از ۱۵ سال که گواهینامه گرفته بودم تصادف کردم و یه تصادف خیلی الکی . خیلی خیلی الکی.
یه ماشین دوبله پارک بود خیلی بوق زدم یه کم رفت جلو فکر کردم کامل رفت جلو. اومدم از تو جا پارک بیام بیرون ۱۰ تا حدودا سرعتم بود زارت سپرش شکست.
بابچه تو ماشین بودم و یه آن خیلی مونده بودم چه کنم!
راننده ازون عوضیا بود . هی میگفت بیا پایین بیا پایین ببین ماشینمو چیکار کردی. راننده اسنپ بود و میخواست منو سوار کنه .
هرچی میگفتم بزار زنگ میخوام بزنم پلیس.
بزار بچمو بردارم .
پالتومو گرفته بود که نه نه نه .
زنگ زدم شوهرم گفت نه اصلا و زنگ بزن افسر بیاد.
خلاصه این میمون اقا رفت سرویس رو بده و بیاد و دیگه هیچ صحنه تصادفی نبود .
نهایت دوباره میگفت بیا بشین تو ماشنیم بریم صافکاری.
خیلی قرمساق بود . خیلی دیوث بود .
خلاصه یه قیمت حدودی گرفتم دستم باشه .
و باز میگفت بیا تو ماشین داد رو کشیدم سرش .
گفتم یه کلمه دیگه حرف بزنی زنگ میزنم پلیس آدم ناحسابی من زدم به تو . خودم ماشین رو نگه داشتم خودم صبر کردم بری و بیای چرا هی میگی به من بیا تو ماشین؟
سن و سالتو ببین .خلاصه کلی جیغ و داد کردم و با ماشین خودم رفتم دنبالش.
نهایت محاسبه شد و بهش پول دادم . یه رضایت نامه نوشتم میگم بیا امضا کن . نیمومد. میگفت نمیکنم .
وای چه چیزی بود . خلاصه با تموم نفرت و یه حالت خاک تو سرت کنن نگاهش میکردم .
صافکاره گفت چرا همچین میکنین؟
گفتم این اقا ۵۰ سالشه و شاغل .
من ۳۰ سالمه و غیر شاغل .
این اقا تجربه اش بیشتره از زندگی چرا همچین میکنه با من ؟
مگه من در رفتم هی همچین میکنه؟
صافکاره گفت خانم دوره زمونه بد شده .
بهش گفتم وا خدا چشمو داده عقلم داده.
خلاصه پولشو دادم شرشو کم کنه .
ماشین های ایرانی سپرهاش یه جنسی داره که وقتی هوا سرد باشه با یه تقه میشکنه .
من در ماشینم خیلی لایت مالید به در ماشین اون فقط و شکست !
خلاصه که اینم شانس من .
بعد دیدم اون شب قمر در عقرب بوده .
واقعا هم قمر در عقرب شده بود .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴ ساعت 20:48 توسط دیار
|