یاد

یادم نیست دیشب چی میخواستم بگم اما صبح اول وقت مثلا ۴ اینا یه شیر کوچیک در حد ۹۰ سی سی درست میکنم به پسرم میدم که گرسنه نمونه هرچند چند تا مک میزنه و نمیخوره !

کلا برا عمم انگار شیر درست میکنم .

بعد خلاصه من شیر رو درست کردم گذاشتم میز کنارم و خوابیدم!

خوابم برد بله!

خلاصه اوضاعم خیطه !

بچه ساعت ۷ بیدار شد منم بیدار کرد !

انصراف

اومدم یه چیز‌خنده دار که امروز اومد به ذهنم رو بنویسم

دیدم حالم کوفت تر از این حرفاس که بخوام بنویسم .....

شکاف

احساس میکنم زیر انجام‌ کارهای خونه دارم دچار شکاف بسیار عمیقی میشم !

اون دو سه ساعت رقصیدن‌ با پاشنه بلند حسابی دمارم رو در اورده.

نمیدونم چرا اصرار داشتم ایتقدر تو عقد برقصم؟

یه کم‌ کامل تر بگم؟ ما دو روز پیش عقد بودیم و من نمیدونم از سر سرمستی بود یا در اوردن لج ِ مادرشوهرم ! همه عزمم رو جزم‌ کردم و رقصیدم ! به حرفای ادما هااار هاااار و بلند بلند میخندیدم و با ادم ها گرم میگرفتم ! بهشون میگفتم جونم؟؟ عزیزم ؟؟ قررربون محبتت ! واااای مشتاق دیداااار ! و این بین میوه پوست میکندم تعارف میکردم ! واسه اصل کاریا کِل بلند میکشیدم چندبار سوت‌زدم و وقتی میگفت دستا بالا با اهنگ من هم تو سیاهی جمعیت گم‌ میشدم !

بعد اومدم کمی بشینم و درخواست قهوه دادم زود برام اوردن و یکباره اندی پلی شد و نمیدونم چطور اینقدر سریع برگشتم رو سن و با اهنگ قر میدادم تا بهترین قر همراه نشستن رو ادا کنم وقتی میگه چه خوووش سر و زبونه که بلند بگم دختر اصفهوننننه !

اما بسنده نکردم تا دختر شیراز و دختر تبریز و دختر تهرون و همشووووو خوندم !

خواستم همه عین احمق ها فکر کنن من چقدر شادم ! چقدر خوب از پس اون زایمان براومدم ! چقدر خوب با دوران مریضی پسرم کنار اومدم ! چقدر خوب با اینکه باز باید برم اتاق عمل روحیمو حفظ کردم و مهم تر همه چقدر خوب میتونستم خودمو تکون بدم و برقصونم وقتی که دچار اضافه وزنم !!!!

اصرار داشتم از جشن که انصافا خیلی خوب بود خیلی زیاد تعریف کنم و اونقدر لوند و مهربون باشم تا چشم مادرشوهرم دربیاد !

تا ادم ها لپمو بکشن و بگن چقدر خوبه شیطونی ! و مثل خواهرشوهرم حسووود نباشم ! انصافا بسیار بسیار خوب درخشیدم !

اما شب برگشتم خونه نقابمو برداشتم اون همه ارایش رو پاک کردم اون همه مو رو باز کردم‌ و دوش آبگرم گرفتم و خوابیدم !

اما هیچ کدوم این کارها غمگین بودنم رو خوب نکرد ....!

بسیار

بسیار غمگینم و دل گرفته ....

پارادوکس

امروز روزه بودم اما هیچ کدوم نمازهامو نرسیدم بخونم و شب یادم اومد.....

وای بر من

کاهدون

دو سه نفر پرسیدن یعنی مرده بهت خط میخواسته بده؟؟

حقیقتا من نمیدونم نفهمیدم😁😁

هرچی بود زده بود به کاهدون !

اما کلا ما اصفهانی ها خیلی‌از اصطلاح ها استفاده میکنیم .

خیلی هم جدی و مسرانه😁

ضرب المثل« آفتاب آمد دلیل آفتاب »در مواردی استفاده می شود که موضوعی کاملا واضح و مبرهن بوده و نیازی به اقامه دلیل و منطق نباشد؛ لذا هدف از وجه تسمیه ی این کتاب به این نام، روشن جلوه دادن پاسخ شبهاتی است که جواب آن مثل روز روشن بوده و نیازی به اثبات ، توضیح ،و دلیل نباشد.

آفتاب

رفتم جوراب شلواری بگیرم گفتم اقا من سایز ایکس لارج میخوام.

گفت فیری هست . گفتم تا چه سایزی فیری ؟

یهو دستشو کرد تو جوراب شلواری و کشش آورد گفت آفتاب امد دلیل آفتاب و زل زد تو چشمام .

من یه کم‌ هاج و واج نگاش کردم و تو لحظه مرور کردم تصادف میکنم اون یارو گیرم میفته اون یکی از پدر شوهرم اون‌از همسایه اون از پریدن های ناگهانی گربه ها جلو پا من اینو دیگه کوووجا دلم بزارم !

به خودم اومدم و گفتم آفتاب آمد دلیل ِ آفتاب؟؟؟

اینکه نهایت تا ۴۴ اندازه اس . گفت تو چندی مگه ؟

باز همینجور پوکرفیس نگاش کردم گفتم آقا من نمیخوام این جوراب شلواری رو .

و هیچی دیگه اومدم بیرون.

نمیدونم شانس تقسیم میکردن من کجا بودم؟؟

دارک شد؟

با چند تا از پسرای قدیمی که میشناختم یه پیام فرستادم از یه شلوار و پلیور مردونه که از کجا میتونم این مدل و جنس بخرم؟

یه بارم از تهران خرید داشتم سایزها مشخص نبود یه دوست قدیمی رو فرستادم مغازه گفتم ببپوش من ببینم که بخری بفرستی برا شوهرم 😁

و برگردیم به زمانی که اصلا شوهر نداشتم .

خواهرم اینا به شدت دستشون بند کارهاشون بود و یه مدت من میرفتم برا شوهرش لباس میخریدم!

چطوری؟

خیلی شیک یه اقا هم قد و قواره شوهر خواهر پیدا میکردم میگفتم اقا مرحمت میفرمایید یک ربع این لباس ها رو بپوشین من سایز رو متوجه شم🤣 اونام کرک و پر ریزان میومدن و میگفتن باشه و کارم راه میفتاد !!!!

قدیما از مرد ها نمیترسیدم ولی تازگی ها و اخیرا واقعا میترسم !

زمان خواب

دیشب دو و ربع شب خوابید من تا ۳وربع گشتم تو گوشی و راس ساعت ۴ بیدار شد . شتلاق دستشو زد تو صورتم و منو به بیداری دعوت کرد .

هیچی دیگه از ۴ تا الان یعنی ۴ فاکینگ ساعت داریم بازی میکنیم یه چیزی میخوریم راه میریم .

به محض برگشتن به تخت منو تیر بارون میکنه !

علی الحساب رفتیم باباشو بیدار کردیم بچه رو گذاشتم تو کاسه اش و پریدم اینور تو اتاق!

چند تا صلوات بفرستیم بخوابه ازن فرزند ِ من !

مزخرف

مزخرفترین و درپیت ترین ادمی که تا الان به عمرم دیدم پدرشوهرمه!

واقعا تاسف برانگیزه ....

آلودگی

یه جوری هوا الوده شده که اون برف و بارون ها انگار خواب و خیال بودن!

اینبار

اینبار بعد از ۱۵ سال که گواهینامه گرفته بودم تصادف کردم و یه تصادف خیلی الکی . خیلی خیلی الکی.

یه ماشین دوبله پارک بود خیلی بوق زدم یه کم رفت جلو فکر کردم کامل رفت جلو. اومدم از تو جا پارک بیام بیرون ۱۰ تا حدودا سرعتم بود زارت سپرش شکست.

بابچه تو ماشین بودم و یه آن خیلی مونده بودم چه کنم!

راننده ازون عوضیا بود . هی میگفت بیا پایین بیا پایین ببین ماشینمو چیکار کردی. راننده اسنپ بود و میخواست منو سوار کنه .

هرچی میگفتم بزار زنگ میخوام بزنم پلیس.

بزار بچمو بردارم .

پالتومو گرفته بود که نه نه نه .

زنگ زدم شوهرم گفت نه اصلا و زنگ بزن افسر بیاد.

خلاصه این میمون اقا رفت سرویس رو بده و بیاد و دیگه هیچ صحنه تصادفی نبود .

نهایت دوباره میگفت بیا بشین تو ماشنیم بریم صافکاری.

خیلی قرمساق بود . خیلی دیوث بود .

خلاصه یه قیمت حدودی گرفتم دستم باشه .

و باز میگفت بیا تو ماشین داد رو کشیدم سرش .

گفتم یه کلمه دیگه حرف بزنی زنگ میزنم پلیس آدم ناحسابی من زدم به تو . خودم ماشین رو نگه داشتم خودم صبر کردم بری و بیای چرا هی میگی به من بیا تو ماشین؟

سن و سالتو ببین .خلاصه کلی جیغ و داد کردم ‌و با ماشین خودم رفتم دنبالش.

نهایت محاسبه شد و بهش پول دادم . یه رضایت نامه نوشتم میگم بیا امضا کن . نیمومد. میگفت نمیکنم .

وای چه چیزی بود . خلاصه با تموم نفرت و یه حالت خاک تو سرت کنن نگاهش میکردم .

صافکاره گفت چرا همچین میکنین؟

گفتم این اقا ۵۰ سالشه و شاغل .

من ۳۰ سالمه و غیر شاغل .

این اقا تجربه اش بیشتره از زندگی چرا همچین میکنه با من ؟

مگه من در رفتم هی همچین میکنه؟

صافکاره گفت خانم دوره زمونه بد شده .

بهش گفتم وا خدا چشمو داده عقلم داده.

خلاصه پولشو دادم شرشو کم کنه .

ماشین های ایرانی سپرهاش یه جنسی داره که وقتی هوا سرد باشه با یه تقه میشکنه .

من در ماشینم خیلی لایت مالید به در ماشین اون فقط و شکست !

خلاصه که اینم شانس من .

بعد دیدم اون شب قمر در عقرب بوده .

واقعا هم قمر در عقرب شده بود .