خیلی وقت ها آدم جلو خودش رو زوری میگیره که کاری نکنه . هی قانون و قرار میزاره . هی نه و آره میکنه .

من وقتی کسی رو دوسش داشته باشم یا بهم آسیب نزنه یه جوری میره میشینه تو عمق ِ قلبم که حد نداره ...

یک جوری از آسیب ندیدن توسط افراد که خیلی کمن احساس امنیت میکنم که حد و حساب نداره ...

اما افسوس که دنیا بر پایه ی خواسته های ما نمیگرده و قوانین ِ خودشو داره ....

حالا این همه گفتم که بگم خیلی دلم تنگه ....

ولی حرف تو دلمه که دیگه روزهاس در نیومدن از تو دلم...