زنگ زدم تا گفت الو یه کم حرف زدیم و زدم زیر ِ گریه . هی گریه کردم هی ارومم کرد . هیایه یاس خوندم هی حرفای امید بخش زد . از صداش میشنیدم جیگرش برام ریش شد .
بعد از نیم ساعت زنگ زدم دوباره با یه صدای صاف گفتم ببخشید من گریه کردم حالم خوب نبود. با صداییکه نایی نداشت گفت نه طوری نیست تو اروم بشی حرفی نیست...
همینقدر عوضی ام من .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۲ ساعت 20:11 توسط دیار
|