“تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن”
“جایه من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من”
“تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظارو بفهمی”
“پریشون نبودی که نگذشتن لحظه هارو بفهمی”
آشوبم . نشسته ام تکیه کردم به رادیاتور و خیره شدم به روبرو و فکر میکنم چقدر هر یک دقیقه دییییییییییر میگذره کلییییی وقت پیش ساعت ۱۲ بود و الان ۱۲:۰۶ دقیقه شده تازه...
یهویی دیدم دارم این اهنگ رو زمزمه میکنم. واقعا تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن چقدر سخته .
با خدا دارم حرف میزنم . بهش گفتم عقلم میگه تسلیمت باشم قلبم میگه اصرار کنم .
کاش خدا منو مگیرفت تو بغلش فشاااارم میداد به خودش و میگفت آروم شو من هستم .
کاش آروم بشم......
چرا شب آدمو بیقرار میکنه؟
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۲ ساعت 0:8 توسط دیار
|