آشوبستان
خونه اصلا شبیه به خونه ای که یه زن توش زندگی میکنه نیست.
نامرتب . کثیف . آشوب .
تا به حال اینقدر احساس ِ شرمندگی نداشتم .
نمیتونم به همه کارام برسم . و اینکه خونه مرتب نیست حالمو بد و بدتر میکنه . لباسا رو میندازم ماشین پهن میکنم و بعد طول میکشه جمع کنم ! لباسای اتو نشده دارن زیاد میشن!
رو میز آرایش مرتب نیست !
اتاقم رو انگار یک بمب زدن وسطش . لباسا باید جمع و جور بشن .
تو کشوها باید بازم دستمال کشیده بشن .
رو کتابخونه خاک ِ محسوسی نشسته .
یه سری وسایل کلا گم شدن و نیستن.
اینکه میز ناهار خوردی جمع شده و اومده تو اتاق ِ من قوز ِ بالا قوز شده!
این کرسی میون ِ سالن منو حسابی عصبی میکنه . انگار خوابگاه شده عوض ِ خونه ! دلم میخواد کرسی رو جمع کنم ازین وسط.
همه ملحفه ها رو باز کنم بشورم .و جمع کنم .دلم میخواد این کرسی ِ گنده هرچی زودتر بره دیگه تو انباری و سالن ِ خونه یه کم رسمی بشه اقلا!
هیچی مرتب نیست . جارو میخواد . طی میخواد .جمع و جوری میخواد . کلی بالا پایین رفتن میخواد .
دلم میخواد مثل هرسال پرده پنجره کوچیکا رو باز کنم بندازم ماشین که بوی ِ پودر ِ صابون بپیچه تو خونه!
اوه اوه کابینتا رو بگو . دو ماهه شیشه ادویه ها رو نشستم و مثل ِ همیشه تمیز نیست .
جام کمه ! دلم یه کمد میخواد لباسا رو بزارم توش .
دلم ازین باکس جک دارا میخواد ولی خیلی گرونه !
دلم میخواد خونه تمیز بشه و مرتب 😭😱