به حرفم گوش نکرد و با طنابش افتادیم تو چاه....

نشستم تو ماشین و اشک ریختم و هق هق کردم اارومم.

چندین و چند بار بهم گفت ببخشید.

اما چه فایده؟

چشما و لپای قرمزمو دید دوباره سرشو انداخت پایین گفت ببخشید.

اما واقعا ببخشید چیو دوا میکنه؟

این زخم ِ قلبم اونقدر عمیق و چرکی و دردناک شده.....

که دیگه فقط میتونم بی صدا اشک بریزم و تکون نخورم و نفس کم بکشم تا کمتر درد بگیره . . .