زخم عمیق
به حرفم گوش نکرد و با طنابش افتادیم تو چاه....
نشستم تو ماشین و اشک ریختم و هق هق کردم اارومم.
چندین و چند بار بهم گفت ببخشید.
اما چه فایده؟
چشما و لپای قرمزمو دید دوباره سرشو انداخت پایین گفت ببخشید.
اما واقعا ببخشید چیو دوا میکنه؟
این زخم ِ قلبم اونقدر عمیق و چرکی و دردناک شده.....
که دیگه فقط میتونم بی صدا اشک بریزم و تکون نخورم و نفس کم بکشم تا کمتر درد بگیره . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ ساعت 23:11 توسط دیار
|