واقعیت اینه‌ که خیلی خستم.

دلم میخواد یکی فشارم بده تلق تلق قولنچ کمرم شکسته بشه‌ .

چند شبه پسرم گریه های بدی تو خواب میکنه و رسما خواب شبم به فنا رفته .‌ نمیدونم چشه ...

مثلا با همسرم دوست شدیم یکی از مشکلات اون این بود که گفت بهم تو زنانگی نداری .

این حرف خیلی سخت بود برام‌ . گفتم زنانگی برا کی داشته باشم ؟

گفت مننننن . گفتم میبینی مگه منو؟؟

فقط ایراد میبینی ازم.

کی اومدی بغلم کنی؟ اینقدر شب ها این همه ساله گفتم بغلم‌کن منو از پشت سر بغلم کن . کو ؟؟؟

واقعا من‌کم اوردم بچه ها.

واقعا .....

دلم نمیخواد زن زبر و زرنگی باشم....

نمیخوام لوند باشم . نمیخوام ناز باشم.

انگار برده ام ...

یه گلم اگر یخوای رشد کنه آب میخواد نور میخواد هوا میخواد....

چه برسه آدم ...

هی پیله کرده بود بره نماز بارون بخونه شهدا .

حالم بهم خورد ازینکه فکر میکنه گناه باعث خشکسالی شده !

بهش گفتم ریدن تو هوا . تا ته ِ ته ِ ته ِ استفادشون رو از ذخایر کردن اونوقت میگی گناهان ؟ اونوقت تایلند چی ؟ اروپا ؟ ترکیه ؟

گفت ما مسلمونیم ! گفتم‌گناه‌گناهه !

عین اینکه اینجا برنج بخوری چاق شی اما تو اروپا نه !

چون اونا برنج تو سبد غذاییشون نیست؟

برنج برنجه دیگه !

گناهم گناهه ! تو هر دین و آیین و مذهبی ....

حالم از عقایدش به هم میخوره . ازین تیپ امروزیش و ازون عقاید عهد قجریش....

شب رفتم گفتم کی میای بغلم‌کنی سفت؟

گفت بهم زمان بده ‌ تو دلم‌ گفتم قربونم بری قرمساق آقا😂 اما به زبون‌ گفتم عزیزم و لبخند !

این دنیا باید خیلی شارلاتان بود !!!