فرانکی و جانی
اسم فیلمی هست که دیشب دیدم و امروز عصر هم باز سکانس هاش رو دیدم . هرموقع سر کیف باشم فیلم میبینم و دیشب هم ازونشبا بود.عاشق فیلم شدم با بازی بی نظیر آل پاچینو جانم .
آخ که چشماش و دستاش چقدر دوست داشتنی ان.
یه سکانس دختر بعد از گریه کردن بالاخره از دردی که داره صحبت میکنه و جای زخمشو نشون میده.جانی با دستایی تو هوا اول جای اون زخم رو میبوسه و بعد دختر رو تو بغلش میگیره و در گوشش نجوا میکنه قرار نیست که من بهت آسیب بزنم قرار نیست که بعد باهات بدی کنمو تنها باشی و اون دختر گریه میکنه تو آغوش امن اون مرد .
نمیدونم همچین آغوش امنی اصلا در دنیای واقعی وجود داره یا نه؟
اما بی نظیره اینکه یک نفر تمام ِ تو رو به خاطر خودت بخواد .
جزء جزء تو رو و در مقابل از تو چیزی نخواد.....
فکر کنم این دوست داشتن مال فیلم هاس. تو این دنیا همه چیز حساب شده پیش میره حتی احساسات ....
صحبت دیگرم در مورد خانواده اس. تا الان چند بار رفتارشون منو به سختی انداخته و تازه غوز بالا غوز یا قوز ؟
انرژی منفی زیادی دارن و کلا ارث باباشون و این دنیا انگار تو دست منه !