رفتم جوراب شلواری بگیرم گفتم اقا من سایز ایکس لارج میخوام.

گفت فیری هست . گفتم تا چه سایزی فیری ؟

یهو دستشو کرد تو جوراب شلواری و کشش آورد گفت آفتاب امد دلیل آفتاب و زل زد تو چشمام .

من یه کم‌ هاج و واج نگاش کردم و تو لحظه مرور کردم تصادف میکنم اون یارو گیرم میفته اون یکی از پدر شوهرم اون‌از همسایه اون از پریدن های ناگهانی گربه ها جلو پا من اینو دیگه کوووجا دلم بزارم !

به خودم اومدم و گفتم آفتاب آمد دلیل ِ آفتاب؟؟؟

اینکه نهایت تا ۴۴ اندازه اس . گفت تو چندی مگه ؟

باز همینجور پوکرفیس نگاش کردم گفتم آقا من نمیخوام این جوراب شلواری رو .

و هیچی دیگه اومدم بیرون.

نمیدونم شانس تقسیم میکردن من کجا بودم؟؟