هرموقع از پیششون برمیگردم تا ساعت ها دارم نوشخوار ِ فکری میکنم که چرا اینو گفتم چرا اونو گفتم !هربار به شخصیتم توهین میکنم و به خودم میگم دختر کاش خفه شده بودی!

جالب اینه من همیشه رو مبل های ِ تک نفره میشینم جایی که اقل ِ کم همصحبتی نیاد پیشم ولی همیشه خُبره ترین خبر چین ِ فامیلشون میاد پیش‌ ِ من ِ اسکل میشینه!

کاش تو این عَرَصات ِ من این دوره همی نبود‌.

واقعا تاسف برانگیز هست برام مهمونی هایی که میزبان در زورکی ترین حالت ِ خودش مهمونی میگیره !

چقدر امشب خدا رو شکر کردم ازینکه بهم نعمت ِ بخشندگی داده و هرموقع مهمون دارم به صمیمانه ترین و بهترین حالت ِ ممکن ازشون پذیرایی میکنیم و همیشه از چیزایی که خودمون میخوریم بهترتَرشو برای ِ اونا میگیریم تا کیف کنن و عزت ِ مهمون بودنشون رعایت بشه!

خلاصه میگفتم :

همون خانمه از یه برنامه تی وی میگفت که یکی مرده و بعد برمیگشته یه سری میمون بودن یه سری کرم بودن خلاصه حیوون زیاد بوده!یهویی ابروهامو انداختم بالا با لب های ِ گرد شده از تعجب گفتم شما باور میکنید؟

یکی از خانم ها که برا خودش آخوندی هست گفت بله همهههه اینا هست !

خندیدم گفتم پس یه عده اون رو حیوون بودنشون رو میزارن زمین ! پس اینه قضیه اش !

من شخصا این حرفا رو قبول نمیکنم .

این دنیا به قدری مصائب داره که حد نداره .

در همین دنیا دیدم که بلبل به باغ و جغد بويرانه ساخته

هر کس بقدر همت خود خانه ساخته !

این دنیا هرکس انسانیتش رو فراموش کرده و پیشه ی یک حیوان رو انتخاب کرده برای ِ زندگی !

من بارها زندگی ِ سگی آدم ها رو دیدم که روزها خواب و شب ها بیدارن !

بارها زندگی ِ روباهان ِ مکاری رو دیدم که فقط به فکر حیله هستند!

بارها زندگی خوکی ادم ها رو دیدم که هیچ اهمیتی به بهداشت و تمیزی نمیدن و زندگی میکنند !

بارها زندگی ِ گربه ای ادم ها رو دیدم که چقدر بی چشم و رو هستن !

من زندگی خرکی ِ آدم ها رو هم دیدم که مثل ِ خر ِ بی مزد کار میکنند و هیچی به هیچی !

زندگی ِ گوسفندانی که فربه میشن به قصد ِ قربانی شدنشون ...

بازم بگم؟

الان دارم فکر میکنم من کدوم حیوونم؟

فکر کنم مولتی انیمال باشم از یه حیوون خارجم من !

اون یه خانم اخوند طوره یهویی گفت وای اونا که موهاشون بیرونه وااای اونا چه عذاب ِ وحشتناکی دارن بکشن ...

من دیگه ساکت شدم از حرفاشون .

نمیتونم بگم هست نمیتونم بگم نیست .

ولی من فکر میکنم خداوند بسیار بزرگتر مهربان تر و والا مقام تر از این حرفا هست و حساب کتاب ِ اخروی خیلی پیچیده تر و حساب شده تر از این حرفا باشه !

خلاصه به خاطر این حرفا من همیشه آرزو میکنم کاش عین ِ یه مترسک فقط مخاطب باشم عین لال ها فقط‌ گوش بدم !

اما متاسفانه من همیشه یه احمق ِ اجتماعی ام که نمیتونم دهنم رو ببندم و نکنه تا ابد این حسرت همراه بمونه که چرا ساکت نموندم؟!

رفتم بالکن به پاختر ِ کنگر خورده و لنگر انداخته با حالت ِ تضرع گفتم تو رو خدا اگه تخمت جوجه شده برو ازینجا !

حالم بده باید به گیاهام برسم تا بتونم زنده بمونم !

ببین همه گل هام الان منو میخوان تو نمیزاری من درست راستیشون کنم .برو بزار من گیاهام رو درست راستی کنم یادم بره مشکلاتم رو .

اما با اون گردن ِ درازش فقط نگام میکرد.

به شرطی منم که مردم برم تو یه اکیپ ِ پاختر 😐