هیچی و همه چی
هر روز عین ِ شاش ِ دستپاچه فقط دارم میدوم اینور و اونور هیچی ام به هیچی . نت کوفتی وصل میشه اصن نمیدونم چیو چک کنم؟
چیکار کنم؟
شماره قلندرو سیو کردم یادم نیست چی سیو کردم ؟
از زنده بودن چندتا دوست اطمینان حاصل پیدا کردم نرسیدم بهشون بگم خدا رو شکر.
اصن نمیرسم هیچ کار کنم . همینطور دارم بدو بدو میکنم .
کارای یکی از نزدیکان به شدت عصبیم کرده خواستم گوشیو بردارم زنگش بزنم بگم کاش وقتی پتروشیمی رو زدن میمردی ...
تو حالت گهی ام . دوباره جنگ شه میگن تو تابستون .
ازون ور نشه یه جور .
چقدر گرونی زیاد شده.
چقدد سخت شده .
خدا به همگی ما رحم کنه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 2:44 توسط دیار
|