تخم ِ شکسته
عارضم به حضورتون امروز پشتش بهم بود رفتم سریع آب دادم به گل ها و فرار کردم .
یه نصف ِ تخم ِ شکسته ازش افتاده بود.
وای اینقدر ناز بود یاد ِ شعر جوجه جوجه طلایی نوکت سرخ و حنایی تخم ِ خود را شکستی از خانه بیرون جستی افتادم .
اما نمیدونم چه غلطی میکنه این پاختر با بچه اش که از خانه بیرون نجستن هنوز!
امیدوارم زود بره 😒🙄
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۲ ساعت 1:11 توسط دیار
|